فطرت خداوندی!
بایستی روح در عذاب باشد. در عذاب حیاتی که جز تکرار لذتی برای بشر، آنانکه اشرف مخلوقات هستند؛ ندارد. تکرار زندگی اولین انسان. چنانکه او لذت برد و زندگی را فهمید.
به این بیندیش!چرا اتفاقات و کرده های خاص را می بینی و فرصتش را در دیگری محیا می کنی؟! و آن دیگری در کس دیگر و با این حال هیچ تغییری در زندگی نیست. چرا که همه منتظر کرده ی دیگری هستیم!
گاهی جرات این را نداری که حاجت خود را از خالقت بخواهی و شخصی را واسطه قرار می دهی. او برایت چه خواهد کرد؟! چرا می پنداری که او از تو به خدا نزدیک تر است؟! حتی ائمه و پیامبران و مقدسات.....؟!
تو خود برای خدایت خاص هستی.....او برای آفرینشت و خاصه برای تو طرحی زندگی ریخت. به خود ایمان داشته باشو خودت را آنچنانکه هستی باور کن و برای رسیدن به کمال خداوند را الگو قرار بده!
نمی دانم....شاید بیش از حد امروز انسان ها را انسان احساس کردم.....امروز برای اولین بار دیدم که لباس انسانی را از تن برون کرد و فطرتش انسانی بود....!
در زندگی زخم هایی است که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می خورد و می تراشد.این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد،چون عموم عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر کسی بگوید و یا بنویسد،مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند،آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند،زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده است.